مدتی بود که فکر میکردم افکار منفی در من زیاد شده، به آدمها شک میکنم، توهم توطئه در من قوت گرفته. خوب اینها آثار مهاجرت و کشمکش های عاطفی با کمی چاشنی افسردگی هستند. طبیعیه، من آدمم و آدمها هم همه شان کمی خلیت دارند! البته هنوز مطمئن نبودم که چقدر این توهم توطئه و منفی بافی در من زیاد شده، پس موضوع را با آقای ایکس مطرح کردم. آقای ایکس همان آقایی است که من عاشقش شدم و من را به شکل آن خانم تپل که بوی قرمه سبزی میدهد دراورده، آدم خوبی است، صادقانه همه چیز را میگوید، مهربان است، کم حرف است، دقت دارد! راستی مسئله ی قرمه سبزی را دارم با خودم حل میکنم! خلاصه، آقای ایکس هم این موضوع را تائید کرد، گفت به اندازه ی قبل مثبت نمیبینی و منفی بافی میکنی! انتظار داشتم خودش زود تر میگفت تا بروم گلی به سرم بمالم، به هر حال شروع کردم به چاره کردن! نتیجه ی فکر ها و مطالعات و تحقیقاتم من را به سمت یک متد درمانی در روانشناسی برد، اسمش ACT (Acceptance and Commitment Therapy) است، کتاب و مطلب زیاد هست در موردش. در اصل این روش به آدمها میگوید هر فکر منفی دارید اشکالی ندارد! این روش از استراتژی های پذیرش و تمرکز حواس (مطمئن نیستم تمرکز حواس کلمه درستی باشد اما فرنگیش میشود mindfulness ) استفاده میکند. میگوید اصلا آدم هستید دلتان میخواهد منفی فکر کنید، مثبت بدون منفی معنی ندارد، فقط آنها را بپذیرید. استراتژی این روش در وقت هجوم افکار منفی در سه سوال خلاصه میشود: آیا این فکر صحت دارد؟ اصلا این فکر اهمیتی هم دارد؟ آیا این فکر به من کمکی می کند؟
هی میگوید در همین لحظه زندگی کن، راست میگوید! در این مدت که دارم از این روش برای مبارزه با منفی بافی استفاده میکنم فکر میکنم دارم جواب می گیرم، چند وقت دیگر از از آقای ایکس میپرسم. همزمان ملت هم آن بیرون دارند خودشان را در گل می پلکانند تا بیشتر بفهمند که چطور میشود با افکار منفی مبارزه کرد و روشهای جدید اختراع میکنند.
کلمات من دنیای من...ما را در سایت کلمات من دنیای من دنبال میکنید
برچسب: خود درگیری به انگلیسی,خود درگیری,خود درگیری مزمن,خود درگیری ذهنی,خود درگیری مضمن,خود درگیری روانی,خود درگیری مزمن چیست,خود درگیری روحی,خود درگيري, نویسنده: بازدید: 9